درباره فیلم Midway

یادداشتی بر فیلم «میدوی»
پاولا فلری سولر
نبرد میدوی در سال 1942 لحظه ای سرنوشت ساز در تاریخ جنگ جهانی دوم است که در آن نیروی دریایی امریکا ناوگان امپراتوری ژاپن را در نزدیکی جزایر میدوی شکست دادند. نیروهای امریکایی که شش ماه قبلتر در نبرد پرل هاربر غافلگیر شده و شکست خورده بودند در این نبرد با وجود تعداد افراد و اسلحه کم تر توانستند ضربات جبران ناپذیری به نیروی دریایی ژاپن وارد کنند. فیلم میدوی که توسط رونالد امریش کارگردانی شده وقایعی را روایت می کند که در طول چند روز و در ماه ژوئن آن سال اتفاق افتاده اند. گروه برجسته ای از بازیگران در پیش زمینه تصاویر اکشن فیلم ایفای نقش می کنند. صحنه های اکشن فیلم از نظر اندازه و مقیاس استفاده از جلوه های ویژه در حد آثار دیگر امریش (گودزیلا، روز استقلال و ...) هستند، اما داستان رفاقت و دلاوری ای که در فیلم روایت می شود برای برانگیختن همدلی مخاطبان اندکی شلخته است.
مشکل همیشگی فیلم های تاریخی این نکته است که اکثر مخاطبان نتیجه داستان را می دانند. در این شرایط تنها راه ممکن برای حفظ تعلیق داستانی در فیلم ماجراهای انفرادی شخصیت ها و سرنوشت نهایی آنهاست. در اینجا قهرمانان داستان دیک بست (اد اسکرین)، کلارنس دیکینسون (لوک کلاینتنک)، برونو گایدو و بقیه خلبانانی هستند که با ناو هواپیمابر یو اس اس اینترپرایز به سوی میدوی رفته اند. همزمان در مرکز فرماندهی نیروهای دریایی ایالات متحده، یک افسر اطلاعاتی به نام ادوین لایتون (پاتریک ویلسون) روی تک تک حرکات نیروهای دریایی ژاپن تمرکز کرده و آن ها را ردیابی می کند. علاوه بر اینها در فیلم ما تحرکات نیروهای ژاپنی به فرماندهی دریادار ایسوروکو یاماموتو را هم از نزدیک رصد می کنیم.
جنگ پرل هاربر تا به حال سوژه فیلم های هالیوودی بیشماری بوده است، با اینحال میدوی موفق می شود بخشی از داستان این جنگ را با یک نوآوری قابل تحسین در داستانگویی و شخصیت های جدید روایت کند. آنچه که از همان ابتدای فیلم نفس مخاطبان را در سینه حبس می کند نماهایی است که از دور اقیانوس و کشتی های جنگی را نشان می دهند. از لحظه ای که حمله نیروهای ژاپنی شروع می شود فیلم بدون لحظه ای توقف عملیات مرگبار نیروهای دو جبهه را به تصویر می کشد. جذابترین صحنه ها مربوط به حمله های متقابل نیروهای هوایی هستند که بیننده را در جای خود میخکوب می کنند. فیلمبرداری چابک فیلم این سکانس های جنگ را با جزئیات ضبط کرده و مخاطب را کاملا متوجه مقیاس خرابی های به بار آمده در این نبرد می کند.
رونالد امریش کارگردان فیلم علاوه بر همه اینها حجم مناسبی از درام را هم در فیلم گنجانده است که باعث جذابیت بیشتر روابط بین سربازان فرماندهان و خانواده هایشان می شود، با این وجود در بعضی نقاط فیلم این صحنه های طولانی به سرعت پیشبرد داستان فیلم آسیب می زنند. روایت فیلم تا حد زیادی ساده طراحی شده تا بیننده بتواند به راحتی متوجه پیچیدگی مراحل پیشبرد جنگ و استراتژی های نبرد شود. در بین گروه پرتعداد بازیگران فیلم کسی که بهترین بازی را ارائه می دهد دیک بست در نقش اد سرکین است که همزمان هم اضطراب ناشی از جنگ را به مخاطب منتقل می کند و هم به تعادل خوبی بین سرسختی و خوش خلقی رسیده است. یکی از نکات جذاب فیلم نشان دادن نیروهای ژاپنی در آن است که باعث شده از آنان نیز بازی های قابل قبولی ببینیم. اما حضور این تعداد بالا از شخصیت ها با وجود اینکه موجب تنوع بیشتر در روایت فیلم شده، از سوی دیگر به طولانی شدن فیلم نیز انجامیده است. فیلم با دادن اطلاعاتی کوتاه درباره شخصیت های واقعی داستان به پایان می رسد و به مخاطبش یادآوری می کند که کارش را به عنوان یک درام جنگی انجام داده است چرا که فیلم شده است با تعریف کردن داستان یک نبرد تاریخی در جنگ دوم جهانی همزمان با سرگرم کردن مخاطبان به آنان آموزش نیز بدهد.

واکنش منتقدها:
فیلم در سایت راتن تومیتوز امتیاز 42% را بر اساس 154 ریویو بدست آورده که معادل نمره 5/23 از 10 است: «میدوی با جلوه های ویژه مدرن به سراغ یک داستان آشنا می رود. موضع فیلم درمقابل جنگ غیرمنصفانه نیست اما فیلمنامه اش مشکلاتی دارد که به یکدست بودن آن ضربه می زند». در سایت متاکریتیک فیلم نمره 47 از 100 را بر اساس نظر 28 منتقد به دست آورده که نشانگر «نقدهایی متضاد با هم و متوسط» است.
« میدوی گروهی از بازیگران با استعداد دارد که می توانند ضعف های آنرا بپوشانند.»
آلیسون رز (فلیک داریکت)
«میدوی فیلمی است که به نسل جدید مخاطبان سینما یک درس تاریخی مهم می دهد، یک فیلم سرزنده که مخاطبش را به همدلی با قهرمانان نبرد میدوی فرامی خواند.»
پاملا پاول (دیلی ژورنال)

واکنش های مخاطبان در شبکه های اجتماعی:
امتیاز بینندگان در سایت راتن تومیتوز = 92%

نظر مثبت:
منتقدا خیلی از این فیلم خوششون نمیاد. منم با بدبینی سراغ اون رفتم اما باید بگم فیلم بسیار خوبی بود. داستان ساده سازی شده ای از اتفاقات قبل از نبرد میدوی و خود نبرد توی فیلم نشون داده شدن و نکته جذاب اینه که هر دو طرف جنگ رو میتونید توی فیلم ببینید. فیلمنامه از نظر من خوب نوشته شده و بازی های بازیگرها هم از نظر من عالی هستند. CGI طراحی شده برای فیلم بهترین CGI فیلمای امریش نیست اما برای صحنه های سریع خیلی خوب جواب داده. تنها مشکل فیلم زمان طولانی اونه. یکی دو بار تو طول فیلم احساس کردم فیلم تموم شده اما همچنان چند دقیقه ای باقی مونده بود. در کل به نظر من میدوی موفق شده داستان این نبرد رو خیلی منسجم به بیننده ش ارائه کنه و همزمان حقایق تاریخی خوبی رو هم به بیننده ش یاد بده.

نظر منفی:
جلوه های ویژه فیلم خیلی بیشتر از چیزی بودن که فیلم لازم داشت. داستان از نظر تاریخی درست بود اما طوری نوشته نشده بود که جذابیتی برای بیننده به وجود بیاره و این احتمالا به خاطر همینه که زمان فیلم اینقدر طولانی به نظر میاد. فیلم میدوی (1976) فیلم بهتریه.

نویسندگان:
وس توک

عوامل:
فیلمبرداری: رابی بامگارتنر
تدوین: آدام ولف
موسیقی: هرالد کلوزر، توماس ونکر

بودجه کلی: $100,000,000
فروش جهانی: $125,414,592

دیالوگ برگزیده:
وید لایتون: آدم هایی مثل دیک بست کسایی هستند که باعث میشن ما این جنگ رو ببریم.

جزئیات:
بقایای کشتی های جنگی آکاگی و کاگا چند ماه پیش از اکران فیلم در اقیانوس آرام کشف شدند.
حمله دولیتل آسیب بسیار کمی به نیروهای ژاپنی وارد کرده و از نظر استراتژیک اهمیتی نداشته است با اینحال به عامل مهمی برای تقویت روحیه نیروهای امریکایی و تضعیف روحیه ژاپنی ها تبدیل شده است.
پیش از تیتراژ انتهایی تهیه کنندگان فیلم در متنی به روح سربازان امریکایی و فیلیپینی که با شجاعت در اقیانوس آرام جنگیده اند درود می فرستند، همچنین شجاعت سربازان ژاپنی در جنگیدن برای کشورشان مورد تحسین قرار گرفته است.
این اولین فیلم جنگی رونالد امریش پس از «وطن پرست» (2000) است.
دلیل حمله ژاپنی ها به پرل هاربر پشتیبانی نیروهای امریکایی از چین در نبرد این کشور با ژاپن در سال 1940 بوده است.
این دومین همکاری وودی هرلسون با رونالد امریش است، اولین همکاری این دو 2012 (2009) بوده است.

موارد مشابه

دیدگاه و نظرات کاربران

loading

در حال بارگذاری دیدگاه ها